|
|
|
|
|
تپه باستانی یانق تپه خسروشاه در فاصله ۵ کیلومتری خسروشاه در جانب شرقی دهستان "تازه کند" تپه خاکی واقع شده است که یانق تپه نامیده می شود.ارتفاع این تپه از سطح اراضی اطراف چیزی در حدود 18 مترو وسعتش در حدود ۸۷ هزار متر مربع است که در سال ۱۳۳۷ هجری شمسی مورد بازدید چارلز برنی قرار گرفت. در مرداد ماه سال ۱۳۳۹ هجری شمسی یک هیات 4 نفره انگلیسی به سرپرستی چارلز برنی ,استاد دانشگاه منچستر انگلیس و همکاری همسرش خانم بیرمنگام و دستیارش لاوسون به مدت ۵ هفته دست به حفاری در قسمت شرقی تپه زدند. حداکثر عمق این کاوش ها ۳.۵ متر وفقط شامل یک طبقه اسکان بود. در این حفاری ها چند پایه برج- خانه گلی و مقداری ظروف سفالی پیدا شد. بنا به نظر چارلز برنی این آثار مربوط به 2500 سال قبل از میلاد می باشند. با ادامه کاوش ها بنیان ساختمان خانه ها و محوطه های مختلفی از زیر خاک بیرون آمد که همه از خاک وخشت و به شکل دایره و گاهی دوایر به هم متداخل می شدند. در این حفاری ها 23 بنای دایره ای شکل بدون سقف به دست آمد. چارلز برنی بر این عقیده بود که چون ساکنان تپه قبلا چادرنشین بودند و چادرها دایره ای شکل بودند و وقتی یک جا نشین شدند خانه های خود را به شکل دایره ای بنا کردند. در قسمت داخل خانه ها محل اجاقها که مخصوص پخت و پز و همچنین آخورهایی جهت حیوانات تعبیه شده بود .حداکثر طول قطر این محوطه های دایره ای شکل ۶ متر و در وسط این محوطه ها،محوطه دیگری قرار داشت به طول ۵ متر که بوسیله ۴ دیوار عمود بر هم به ۴ قسمت تقسیم شده بود که به محل نگهداری آذوقه و غلات اختصاص داشت. به نظر چارلز برنی قدمت این تپه به اواخر هزاره ششم قبل از میلاد می رسد که با اواخر عصر سنگ و مس و اوایل عصر مفرغ در آذربایجان متقارن است ؛ آثار بدست آمده نیز این نظر را تایید می کند. قسمتی از آثار بدست آمده از یانق تپه عبارتند از : آسیاب دستی ، داس سنگی ، سفال هاون ، تیشه و تیغه سنگی ، یک تیغه خنجر مسی ، دو مهره از گل نپخته ، چهار چراغ گلی ، سیوهای و بادیه ها و خم های دهان گشاد بزرگ و کوچک دسته دار و بی دسته و سفال های زیاد دیگری که کشف گردید. سفال های یافته شده به طور کلی دست ساز بوده و معمولا سیاه رنگ و صیقلی و به ابعاد و اشکال و تزئینات مختلف و متفاوت هستند. نقوش هندسی بر بدنه ظروف سفالی عمومیت دارند و نمونه های از نقش های پرندگان و حیوانات شاخدار دیده می شود. چارلز برنی ضمن اشاره به پیوستگی سفال های یانق تپه با سفال های آنتولی شرقی و قفقاز از نظر شکل ساخت و وجود تصاویر پرندگان و حیوانات بر روی بعضی از کوزه ها و کاسه ها را حاکی از تاثیر نقش های سفال های ساخته شده در جاهای دیگر ایران می داند. چارلز برنی اعتقاد دارد که تپه بیشتر نقش و وضع یک شهر باستانی را دارد و علایم به جا مانده از آتش سوزی ها را حاکی از وجود حملات که امنیت شهر را مداوم تهدید می کرد و اسم یانق بپه را بی مسمی و بی مورد نمی داند. برگرفته از کتاب "سیمای خسروشهر (خسروشاه)" نوشته "علیرضا بهادرنژاد خسروشاهی" |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 1:13 توسط Khosrowshahli
|
|
||
|
|
|
|
|
نام ايشان حبيب صادقي اسفهلاني فرزند مرحوم حاج محمد صادقي اسفهلاني است كه در سال 1308 در تبريز متولد شد و تحصيلات ابتدائي خود را در زاد گاهش و تحصيلات متوسطه را در تهران و تحصيلات عالي رادر دانشگاه هانور آلمان در رشته مهندسي شيمي با اخذ دكتراي مهندسي شيمي به اتمام رساند .پس از بازگشت به ايران در مركز پژوهش شركت ملي نفت ايران مشغول بكار شد و در دانشگاه هاي شهيد بهشتي و امير كبير به تدريس و فعاليت علمي پرداخته و در صنعت دارو سازي و فعاليت هاي جانبي آن به عنوان عضو موثر بوده و از بنيان گزاران شركت بهنوار ايران مي باشد . در حال حاضر بعنوان رئيس هيئت مديره و مدير عامل آن شركت مشغول فعاليت و توليد بخشي از مايحتاج داروئي جامعه را عهده دار مي باشند .فعاليت هاي مردمي مشار اليها با كمك برادران و خواهران خود بشرح زير مي باشد : –احداث يك باب مسجد –دبيرستان پيش دانشگاهي پسران و دختران در اسفهلان –خوابگاه دانش آموزان به ظرفيت 250 نفر در اسفهلان –ايجاد درمانگاه و بهزيستي در اسفهلان –ايجاد كتابخانه عمومي با آمفي تاتر در اسفهلان – احداث شير خوارگاه رفيع ملكي در تبريز – احداث هنرستان فني و حرفه اي دخترانه در خسروشهر –ايجاد پل هوائي پياده رو در اسفهلان . اميدواريم خداوند متعال توفيق بيشتري عطا نمايد تا خدمات عام المنفعه و خدا پسندانه ديگري توسط ايشان انجام شود . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 22:5 توسط Khosrowshahli
|
|
||
|
|
|
|
|
حمزة بن عبد العزیز دیلمی (سلار دیلمی)
« مقبره شیخ سلار واقع در خسروشهر » منابع مقاله: فقهای نامدار شیعه ، عقیقی بخشایشی ؛ گفتار استاد: «حمزة بن عبد العزیز دیلمی» ، معروف به «سلار دیلمی» ، در حدود 448 تا 463 (هجری قمری) درگذشته است. شاگرد شیخ مفید و سید مرتضی، وخود اهل ایران است و در«خسرو شاه» تبریز درگذشته است. کتاب معروف او در فقه ، به نام «مراسم» است. سلار هر چند هم طبقه شیخ طوسی است ، نه از شاگردان او ، در عین حال محققحلی در مقدمه کتاب المعتبر از او و ابو الصلاح حلبی به عنوان «اتباع الثلاثه» نام میبرد ، یعنی او را از پیروان میشمارد که علی الظاهر مقصود این است این سه نفر تابع و پیروان سه نفر دیگر، شیخ مفید ، سید مرتضی و شیخ طوسی بوده اند.» (1) زندگی او شیخ حمزة بن عبد العزیز ابویعلی دیلمی ، فقیه ، ثقه ، شخصیت جلیل القدر ویکی از اعیان طائفه ، معروف به «سلار» میباشد. او پیشتاز در فقه ، ادب و علوم و معارف اسلامی بوده است. او بر شیخ مفید و بر سید مرتضی علم الهدی قرائت نموده است. ولادت او همانند دیگر معاریف و مفاخر مکتب اسلام درست روشن ومشخص نیست، ولی نام او حمزة بن عبد العزیز دیلمی طبرستانی،کنیهاش ابویعلی ملقب به سلار، فقیهی است بزرگوار و شیخی است جلیل القدر و عظیم الشان که ازمفاخر و اعیان فقهای امامیه میباشد. سلار معرب«سالار» میباشد که به معنای امیر و رئیس کل میباشد. ولادتش در مازندران صورت گرفته است. او به قصد تکمیل تحصیلات اسلامی خویش به مرکز حوزه علمیه آن روز که بغداد و اخیرا نجف بودهاست ، مهاجرت کرده است. گفتار صاحب ریحانه: مرحوم مدرس میگوید: «او یکی از اعاظم علمای متقدمین اثنی عشریه است که در علم و ادب مقدم بوده و فتاوی و اقوال او در کتب فقهیه مذکور میباشد. وی از شاگردان شیخ مفید و علمالهدی و از مشایخ روایتی شیخ ابو علی طوسی(پسر شیخ طوسی) است و گاهی بهسمت نیابت از سید مرتضی در بغداد درس میگفته است و در اثر فقاهت و جلالت مراتب علمیه از طرف سید به منصب حکومت شرعیه و فصل خصومات و مرافعات دینیه در بلاد حلب منصوب شده است. » (2) تالیفات او او تالیفات متعددی در زمینه فقه و اصول فقه و کلام دارد که چند نمونه از آنها ذکر میشود: 1) الابواب و الفصول(در فقه) 2) التذکرة فی حقیقة الجوهر(کلام) 3) التقریب (اصول فقه) 4) الرد علی ابی الحسن البصری فی نقض الشافی. هنگامی که ابو حسن بصریکتابی در نقض الشافی سید مرتضی نوشت ، سید مرتضی به سلار دستور داد که نقضآن را بنویسد ، پس کتاب او «نقض نقض الشافی» شناخته شد و تفصیل آن به این ترتیبمیباشد: قاضی عبد الجبار معتزلی کتابی در نقض مذهب شیعه تالیف نموده و نام آن را «المغنی الکافی» نهاد. سید مرتضی کتاب الشافی فی نقض الکافی را در رد آن تالیف نمود و ابو الحسن بصری کتابی در نقض کتاب شافی سید مرتضی نوشت ، سلار هم در رد نوشته ابو الحسن بصری ، به امر سید مرتضی کتاب فوق را تالیف نمود. 5) المراسم العلویه و الاحکام النبویه در فقه که با ده کتاب دیگر به نام جوامع الفقه در ایران به چاپ رسیده و اخیرا توسط انتشارات آقای علی اصغر مروارید تجدید طبع شده است. 6) المقنع فی المذهب(کلام) در رجال نجاشی نام او را به هنگام دفن استاد خویش سید مرتضی علم الهدی جزء تشییع کنندگان در کنار ابویعلی جعفری داماد مفید میبینیم ، جائی که میگوید: «پس از فوت سید مرتضی من مباشر غسل او بودم و با من ابو یعلی محمد بن الحسنالجعفری و سلار بن عبد العزیز... همراه بود.» (3) شاگردان او از شاگردان او «ابی جنی» ادیب و نحوی معروف است. گویند او به ملاقات سلاررسیده و بحثی از ادبیات را پیش او خوانده است و آن هنگامی بوده است که سلار در اثرضعف و پیری نمیتوانسته است زیاد صحبت کند. او شرح مطلب را روی تختهایمینوشت و او از روی تخته یاد میگرفت. و از دیگر شاگردان او ، فاضل نحوی است که در سال 448 از دنیا رخت بربسته است. وفات او: او به سال 448 یا463 ه.ق و در خسروشاه(خسروشهر) آذربایجان ، در چندفرسخی تبریز به رحمت ایزدی پیوست و در همانجا مدفون گردید و اکنون به زبانمحلی به «شیخ سالار» معروف است. (4) پینوشتها: 1) آشنایی با علوم اسلامی،ص 298. 2) ریحانة الادب،ج3،ص 50. 3) رجال نجاشی،ص 270،کد معرفی 708- روضات الجنات،ج 2،ص 372. 4) روضات الجنات،ج 2،ص373- هدیة الاحباب،محدث قمی،ص 150- مستدرک الوسائل،محدثنوری،ص496. برگرفته از سایت : www.hawzah.net |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 22:41 توسط Khosrowshahli
|
|
||
|
|
|
|
|
شما می توانید خسروشاه را از نمای بالا مشاهده کنید. فقط کافیست به آدرس زیر رفته و در کادر باز شده کلمه khosrowshahr را تایپ نمایید.برای دیدن بهتر می توانید روی گزینه Satellite کلیک کنید. اگر کمی دقت کنید می توانید خانه خود را هم پیدا کنید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 14:47 توسط Khosrowshahli
|
|
||
|
|
|
|
|
خلاصه ای از زندگی و فعالیت های زنده یاد "جلیل خسروشاهی" می خواستم این مطلب را در قسمت "مشاهیر خسروشاه" قرار دهم دیدم ایشان را کمتر کسی میشناسد. شاید این عنوان شایسته این بزرگ مرد باشد. "مردان بی ادعا" دوشنبه پنجم شهریور ماه سال 1386 روزی بود که چشمان پرفروغ جلیل خسروشاهی،آفتاب این دنیا را به مهمانی نپذیرفت و دیده به روی عالم ملکوت گشود. تقدیر چنین بود که ایام آخر عمر خسروشاهی در غربت روزهای کوتاه کشور سوئیس سپری شود. به راستی جلیل خسروشاهی که بود؟ وقتی می خواهند زندگی نامه انسان بزرگواری را بنویسند،معمولاً با این پیش فرض شروع می کنند که تعداد زیادی از خوانندگان تصویری از چهره او را در ذهن خود دارند. اما حالا عباراتی از زندگی پربار مردی پیش روی شماست که صدها یتیم تحت سرپرستی او بزرگ شدند،تحصیل کردند،ازدواج کردند و صاحب کار و زندگی شدند، اما هیچ گاه چهره راحت و صمیمی کسی را که سال ها حامی شان بود، ندیدند. زندگی نامه خیر مدرسه سازی را می خوانید که دانش آموزان بیش از چهارصد مدرسه ای که ساخته،هیچ گاه در مراسم کلنگ زنی یا افتتاح او را ندیدند. هشتاد و هشت سال پیش در تبریز به دنیا آمد. پدرش حاج غفار با دو عمویش حاج میرزا حسن و حاج حسین که از تاجران سرشناس بودند،کار می کرد.میرزا حسن که عالمی بزرگوار و ملبس به لباس مقدس روحانیت بود،صاحب گروه تولیدی "تولی پرس" و رئیس اتاق بازرگانی تبریز در زمان رضا شاه بود.حاج حسین صاحب کارخانه پارچه بافی آذربایجان در قزوین بود. حاج غفار و سارا سلطان خسروشاهی هشت فرزند داشتند که هوش و استعداد آنها و فرزندان برادران حاج غفار زبان زد عام و خاص بود. علی برادر بزرگ مرحوم جلیل خسروشاهی به خاطر ذکاوت بالا به علی ذکی معروف بود. او در سال 1308 از مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی با کسب رتبه اول و دریافت مدال فارغ التحصیل می شود. پسر عموهای او نیز زمانی که کمتر کسی به تحصیلات بالاتر از دیپلم فکر میکرد دارای مدرک PHD بودند. جلیل تا مقطع دیپلم تحصیل می کند و در بازار سلطانی تبریز مشغول به کار می شود. با وجود اینکه آذربایجان در گذر نیروهای اشغالگر جنگ جهانی دوم بود و تاجران تحت تأثیر جو اقتصادی ورشکست می شدند، خانواده بزرگ خسروشاهی به پشتوانه هوش و تدبیری که داشتند، این بحران را هم پشت سر گذاشتند. جلیل سال 1318 به خدمت سربازی می رود. دوران سربازی او با اشغال ایران توسط نیروهای خارجی در شهریور 1320 مصادف می شود. سربازها از پادگان ها فرار می کنند. او با لباس نظامی در مقابل سرهنگی که فرمانده اش بود، ادای احترام می کند و می گوید برای خدمت گذاری به وطنم آماده ام. سرهنگ به او می گوید،شاه مملکت از مقابل دشمن فرار کرده و تو آمده ای که بگویی می خواهی خدمت کنی. برو مرخصی! در 19 سالگی، پدرش او را به کارخانه پارچه بافی آذربایجان در قزوین که سهمی در آن داشته می فرستد. با کمک یک مهندس ایتالیایی به نام سومارگو به مدت دو سال کارخانه را به نحو شایسته ای مدیریت می کند. سال 1323 با دختر خاله اش، رفعت کمپانیه ازدواج می کند. یک سال بعد اولین دختر آن ها به دنیا می آید.یک رادیوی بزرگ نفتی در خانه داشتند.هر روز پای برنامه پانزده دقیقه ای آموزش زبان انگلیسی می نشیند و از یک ارمنی هم میخواهد کمک کند تا زبان انگلیسی را یاد بگیرد.به هنر نقاشی هم علاقه داشت.اگر چه خانواده اش نسبت به یادگیری آن از خود تعصب نشان می دادند.مخفیانه بدون اینکه دیگران مطلع شوند، نقاشی یاد می گیرد. بعد از مدتی به آلمان می رود. وضعیت آلمان بعد از جنگ جهانی آشفته بود.به زبان آلمانی آشنایی نداشت.با تلاش زیاد مجوزی برای تجارت فرش می گیرد و بعد از رو به راه شدن کارها،همسر و دخترش را هم به آلمان می برد. دختر دوم آنها در آنجا به دنیا می آید. با پشتکار فراوان نمایندگی چند محصول اروچایی را در ایران دایر میکند و سال 1336 با شراکت برادرش شرکت مینو را پایه گذاری می کند. نوزده سال در آلمان می ماند. با وجود شرایط مالی بسیار خوبی که داشته هیچ گاه خانه ای برای خود نمی خرد و همیشه عقیده داشت که:"خانه من ایران است." سال 1344 همسرش در اثر بیماری خونی در سن 42 سالگی فوت می کند. مرگ همسرش تاثیر بدی بر روحیه دخترانش که در آن زمان 12 و 20 ساله بودند، می گذارد.به شهید بهشتی که مسئول مرکز اسلامی هامبورگ بود، تلفن می زند و درخواست می کند که به دختران بی تابش دلداری بدهد.مرحوم بهشتی قبول می کند و ظرف چند دقیقه در منزل آنها حاضر می شود و برای پدر و دخترانش صحبت می کند تا آرام شوند. مرگ همسرش نقطه عطف زندگی اش می شود. در یکی از روزها که برای سرکشی به انبار فرش تجارتخانه اش در هامبورگ می رود، با خود می گوید خب! اگر در انبار به ارتفاع نیم متر فرش انبار شده باشد یا دو متر، چه فرقی به حال من دارد! آیا از غم غصه ام چیزی کم می شود و می تواند مرا از این داغی که دیده نم رها کند؟ همان جا تصمیم می گیرد که بعد از نوزده سال دوری از وطن، با دخترانش به ایران باز گردد. در ایران با عالم بزرگ ، مرحوم صفار هرندی که شب ها در مسجد هرندی علوم حدیث می آموخت و آقای عالی نسب که از خیّرین معتمد و از صاحبان خوش نام صنعت بود، به همکاری می پردازد. با آنها مشورت می کمد تا چند خانواده یتیم را به او معرفی کنند. ظرف چند سال 180 خانواده در قم، 160 خانواده در تهران و 150 خانواده در تبریز تحت حمایت او قرار می گیرند. خانه های استیجاری آنها را می خرد و به نام فرزندان یتیم هر خانواده سند می زند. هر ماه هزینه های زندگی، هزینه های گوشت مصرفی،پ.شاک و دیگر اقلام مورد نیازشان را تهیه می کند.سالانه ده ها هزار جفت کفش برای مستحقان تهیه می کند. یک مؤسسه درمانی به سرپرستی آقای گلشن و دکتر سخایی تاسیس می کند. بیماران نیازمند ابتدا تحت معاینه پزشک مؤسسه قرار می گیرند و در صورت لزوم نزد پزشک متخصص فرستاده می شوند تا درمان نهایی شان تحت نظر مؤسسه انجام گیرد. زمانی که بعد از انقلاب کارخانه مینو ملی می شود، هیچ عکس العمل تندی از خود نشان نمی دهد.زمانی که سرمایه داران وام های کلان دولتی را به خارج از کشور می بردند، او در ایران کارخانه هایش را توسعه می دهد و نمی گذارد کارگرها بر اثر وضعیت آشفته کشور کار خود را از دست بدهند. با ملی شدن کارخانه مینو هم تنها چیزی که می گوید این است: اگر با ملی شدن این صنعت نفعی به مردم کشورم می رسد من هیچ اعتراضی ندارم. زمانی که امام(ره) سال 57 عزم ایران کرد، پانصد هزار تومان نذر سلامتی رهبر می کند تا در صورت به سلامت رسیدن ایشان، انفاق کند و زمان جنگ نیز قسمت بزرگی از سرمایه اش را از خارج کشور به حساب ارزی هلال احمر حواله می کند. با آقای عالی نسب به مشورت می نشیند که چه کنند تا یک کار زیر بنایی برای مردم جامعه انجام دهند. چون معتقد بود مردم کشورهای مترقی با هوش تر از مردم ما نیستند، بلکه آنها آموزش دیده اند و مدیریت بهتری دارند. بالاخره به این نتیجه می رسند که بهترین کار مدرسه سازی است. در دورترین نقاط از چند استان، در جاهایی که ساخت و ساز از مشکل ترین کارهاست، مدرسه می سازند.تا به امروز بیش از چهارصد مدرسه ساخته است و در بیش از هزار مدرسه سرویس بهداشتی ساخته و تعمیر کرده است. از دیگر کارهای فرهنگی او تأسیس شرکت انتشارات فنی ایران است. اگر بخواهیم از بارزترین ویژگی او در پایان صحبت کرده باشیم، تواضع و مهربانی اوست. معمار شمس، یکی از کسانی که قریب 40 سال مسئول رسیدگی به ایتامی بوده که تحت تکفل آقای خسروشاهی بوده اند، می گوید: « بیست سال تمام نتوانستم قبل از او سلام بدهم. ده متر مانده بود تا به خم برسیم تعظیم می کرد و بلند سلام می داد.» بی شک همین یک ویژگی می تواند گویای این باشد که چرا خسروشاهی هیچ گاه اجازه نداد مردم او را بشناسند. نام و نشان مدارسی که اثری از نام و نشان جلیل خسروشاهی بر پیشانی آنها نیست! بیش از 400 مدرسه به همت زنده یاد جلیل خسروشاهی در استان های آذربایجان شرقی،آذربایجان غربی؛ اردبیل، فارس، قزوین و قم احداث شده است. 1) خاتم الانبیاء، تبریز، 15 کلاسه 2) المهدی، تبریز، 14 کلاسه 3) فاطمه الزهرا، تبریز، 12 کلاسه 4) حضرت علی، تبریز، 15 کلاسه 5) امام محمد باقر، تبریز، 14 کلاسه 6) امام سجاد، تبریز، 15 کلاسه 7) امام حسین، تبریز، 15 کلاسه 8) حضرت ثامن الائمه ، تبریز، 14 کلاسه 9) امام حسن عسگری، تبریز، 15 کلاسه 10)امام جعفر صادق(ع)، خسروشهر، 14 کلاسه 11)هنرستان، خسروشهر و .... "آللاه رحمت ائله سین" برگرفته از ویژه نامه "مدرسه نو" / یاد نامه زنده یاد جلیل خسروشاهی به مناسبت سومین روز درگذشت خیر مدرسه ساز "حاج جلیل خسروشاهی" 17 شهریور 1386
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 7:17 توسط Khosrowshahli
|
|
||
|
|
|
|
|
شرح خسروشاه خسروشهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش خسروشهر شهرستان تبریز واقع شده است. این شهر مرکز بخش خسروشهر است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفتهاست، این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۲٬۷۹۴ نفر [۱] ، نوزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می شود. نام قدیم این شهر خسروشاه بوده که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به خسروشهر تغییر نام داد. تاریخ شهری که اکنون خسروشهر نامیده می شود در هزاره اول قبل از میلاد، منطقه مسکونی قبیله ای بوده و نامش در آن زمان، «آنیا شتانیا» بوده است. مطابق نوشته دیاکونف مورخ مشهور روسی، در دوران حکومت ماد، قلاع این منطقه استراتژیکی بوده است. Anyashtania و آنیا شتانیا هم مستثنی از این قاعده نبوده است. بنابراین آنیا شتانیا در منطقه ای که دارای دیوارهای بلند با ارتفاع 5 الی 7 ذرع و عرض 2 الی 3 ذرع و برجهایی به فاصله 200 ذرع از همدیگر به صورت مضرس و دندانه دار بنا شده بود. این قلعه را مانند قلاع دیگر رئیس ویس (قبیله) اداره می کرد و کنترل تمامی آن همچنین باز و بسته بودن دروازه ها با دستور رئیس ویس امکان پذیر بوده است. روزها صبح زود فقط یک دروازه باز می شد و دامداران رمه های خود را به چرا می بردند، اما شب ها دروازه بسته می شد. در مراسم و جشن های مخصوص کشاورزان و دامداران به دستور رئیس قبیله هر دو دروازه باز می شد اما هنگام احساس خطر و حمله قبایل دیگر فوراً دروازه ها بسته می شد و قلعه حالت جنگی به خود می گرفت. در فاصله ای نه چندان دور قلعه دیگری به نام «قلعه دینگو» قرار داشت که در آن قلعه نیز که کوچک تر از آنا شتانیا بوده، قبیله دیگری می زیستند که گاهی مورد هجوم قلعه آنیا شتانیا و یا بالعکس قرار می گرفتند.
جغرافیا شهر خسروشهر در منتهي اليه ارتفاعات كوه هاي سهند قرار دارد. ارتفاع خسروشهر از سطح دریا 1357 متر می باشد. قسمتی از شهر در داخل دره قرار دارد. این شهر در فاصله بین کوه های سهند و دشت تبریز قرار دارد. مجموع مساحت بخش خسروشهر 244 کیلومتر مربع می باشد که 80% این بخش قابل استفاده در امر اقتصادی و کشاورزی و خدماتی و صنعتی می باشد. به علت موقعیت ممتاز شهر خسروشهر، کلیه ی امکانات مورد نیاز مرکز استان از محدوده ی این شهر و مناطق تابعه می گذرد به عنوان مثال آب شهری تبریز، شبکه ی گاز رسانی، خط آهن تبریز - تهران، جاده بین شهری تبریز - میاندوآب - سنندج از اهم این موارد است. مشاهیر
مکانهای تاریخی
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 6:24 توسط Khosrowshahli
|
|
||